پوچ قائی

لغت نامه دهخدا

پوچ قائی. [ ] ( اِخ ) امیر مجارستان به زمان شاه عباس کبیر و سلطان احمد عثمانی.

فرهنگ فارسی

امیر مجارستان بزمان شاه عباس کبیر

جمله سازی با پوچ قائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زحرف پوچ خجلت نیست نادان را، که می گوید که تخم پوچ از مغز زمین سر برنمی آرد؟

💡 طوف خودم به مغز رساند از تلاش پوچ گوهر شد آن کفی‌ که به گرداب ریختم

💡 از حدیث پوچ می بالد به خود چندین حباب آه اگر می داشت دُر این بادپیما در صدف

💡 جُز این‌که داد سَرِ خویش را به باد، حباب چه طَرْف بَست، نَدانم، زِ پوچ‌گویی‌ها؟

💡 این بازی شبیه به پر یا پوچ است به صورت گروهی در بین مردم عرب و مثلاً در بین دو گروه پنج تا ۲۰ نفره انجام می‌شد.

💡 6- انبيا با توكّل به خدا، قدرت هاى مخالف را تحقير مى كردند وبه مؤ منان شجاعت مىدادند وهمه ى قدرت ها را پوچ مى دانستند.(482) (اجمعوا امركم... ثم اقضوا)

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز