پوست دریدن

عبارت «پوست دریدن» در معنای اصلی خود به معنای پاره کردن یا جدا کردن پوست از بدن انسان یا حیوان است که عملی خشن و آسیب‌زننده به شمار می‌آید. با این حال، در زبان فارسی این ترکیب بیشتر به صورت کنایه‌ای و مجازی به کار می‌رود و معانی گسترده‌تری پیدا کرده است. یکی از مهم‌ترین کاربردهای مجازی آن، اشاره به پرده‌دری و فاش کردن رازهای پنهان و امور پوشیده است. در این معنا، «پوست دریدن» به رفتارهایی اشاره دارد که در آن حریم‌ها شکسته شده و اسرار یا مسائل خصوصی آشکار می‌شود. کاربرد دیگر آن بیانگر شدت دشمنی و خصومت شدید میان افراد است که در آن رابطه‌ای همراه با خشونت و بی‌رحمی شکل می‌گیرد. در متون ادبی فارسی، این عبارت گاهی برای نشان دادن اوج خشم، غیرت یا احساسات شدید انسانی نیز به کار رفته است. در این حالت، «پوست دریدن» نمادی از فوران احساسات درونی و واکنش‌های بسیار تند و هیجانی است. شاعران و نویسندگان از این ترکیب برای بیان عمق تنش‌های عاطفی یا اخلاقی در روابط انسانی استفاده کرده‌اند. بنابراین این عبارت هم معنای واقعی و جسمانی دارد و هم معنای کنایی و ادبی گسترده‌ای را در بر می‌گیرد. در مجموع، «پوست دریدن» واژه‌ای چندلایه است که از خشونت فیزیکی تا افشای راز و شدت احساسات را در بر می‌گیرد.

لغت نامه دهخدا

پوست دریدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) پاره کردن پوست. چرم دریدن:
خدادوست را گر بدرند پوست
نخواهد شدن دشمن دوست دوست.سعدی.بتا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست.سعدی.عیب پیراهن دریدن میکنندم دوستان
بی وفا یارم که پیراهن همیدرم نه پوست.سعدی.دشمن که نمیخواست چنین کوس بشارت
همچون دهلش پوست بچوگان بدریدیم.سعدی.سر نتوانم که برآرم چو چنگ
ور چو دفم پوست بدرد قفا.سعدی. || پوست دریدن کسی را؛ سخت بد او گفتن. غیبت او کردن:
غنی را بغیبت بدرند پوست
که فرعون اگر هست در عالم اوست.سعدی.جهاندیده را هم بدرند پوست
که سرگشته بخت برگشته اوست.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پاره کردن پوست دریدن چرم. یا پوست دریدن کسی را.سخت بد او را گفتن غیبت وی گفتن.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز