پل عرض گذر
مترادفها
پل عابر پیاده
فرهنگستان زبان و ادب
{crossover bridge} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] پلی برای اتصال پیاده رو یا سواره رو به صورت غیرهم سطح از یک طرف معبر به طرف دیگر
جمله سازی با پل عرض گذر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حال خود گر عرض میکردم به این سوز و گداز چارهٔ کار منش ناچار میبایست کرد
💡 شهرداری تصمیم گرفته است برای کاهش میزان تصادفات رانندگی در این خیابان شلوغ، یک پل عرض گذر جدید و ایمن برای عابران پیاده در آنجا بسازد
💡 طراحی یک پل عرض گذر مناسب در مناطق پرتردد شهری میتواند به طور قابل توجهی امنیت جادهای را افزایش داده و راحتی حرکت شهروندان را فراهم کند
💡 پس از تکمیل ساخت پل عرض گذر، میزان عبور و مرور پیادهها از روی بزرگراه به شکل چشمگیری افزایش یافت و خطرات عبور مستقیم کاهش پیدا کرد