لغت نامه دهخدا
پریستنی کوس. [پْری / پ ِ ت ُ ] ( فرانسوی، اِ ) جنسی از حشرات کولئوپتر. گوشتخوار از خانواده کارابیده. مخصوص نواحی معتدل غربی دنیای قدیم.
پریستنی کوس. [پْری / پ ِ ت ُ ] ( فرانسوی، اِ ) جنسی از حشرات کولئوپتر. گوشتخوار از خانواده کارابیده. مخصوص نواحی معتدل غربی دنیای قدیم.
جنسی از حشرات کولئوپتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب از ابر خم بر خم افکند جعد شده کوس گردونبر از بانگ رعد
💡 چو او در بندگی داد قدم داد خداوندش چنین کوس و علم داد
💡 می زدندی فاش بی اندازه تر کوس رسوایی بلند آوازه تر
💡 گردها کرده چشم گیتی کور کوس ها کرده گوش گردون کر
💡 که من چون سپه روی آرد به روی چو برخیزد آوای کوس از دو روی
💡 چو کوس از درگه سلطان بغرّید تو گفتی کوه و سنگ از هم بدرّید