لغت نامه دهخدا
پرنده ناک. [ پ َ رَدَ / دِ ] ( ص مرکب ) ( زمین... ) که پرنده در آن بسیاراست: ارض ٌ مُطارَه، زمین پرنده ناک. ( منتهی الارب ).
پرنده ناک. [ پ َ رَدَ / دِ ] ( ص مرکب ) ( زمین... ) که پرنده در آن بسیاراست: ارض ٌ مُطارَه، زمین پرنده ناک. ( منتهی الارب ).
( صفت ) که پرند. بسیار در آن است: ( ارض مطاره زمین پرنده ناک. )( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتش خور است مرغ دلم، خوش پرنده ایست کایزد به فضل قوت وی این دانه ساخته
💡 این پرنده در کامبوج, جمهوری خلق چین, لائوس, مالزی, میانمار, تایلند, و ویتنام زندگی میکند.
💡 نه روز اختر سیار ترک ما گیرند نه شب به خواب روند این پرنده عقربها
💡 عرض كرد: مى خواهم كه تحقيق كنم كه از چرنده و پرنده كدام بيضه مى نهند و كدامبچه مى آورند.
💡 برینسان به پرواز پرنده کوه تو کردی کزو خشک و تر را ستوه
💡 پرنده نوپرواز، منتشر شده از: حزب کمونیست ایران (م ل م)[۱]