لغت نامه دهخدا
پرز گالدس. [ پ ِ رِ دُ ] ( اِخ ) بِنیتو. رجوع به گالدُس شود.
پرز گالدس. [ پ ِ رِ دُ ] ( اِخ ) بِنیتو. رجوع به گالدُس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با نطق تو گردون چو صدف شد همه تن گوش تالاجرم از لفظ تو دل پرز گهر یافت
💡 سلنا با نام کامل سلنا کوینتانیلا پرز خواننده و بازیگر آمریکایی است.
💡 که گر تو چشم جهان نیستی چگونه جهان کند ز جود تو هر لحظه پرز در دامن
💡 یا نه که صهبا فروش به بوستان آمده وین بکفش شیشههاست پرز میخوشگوار
💡 دیدگاههای گوناگونی به تفسیر کپنهاکی نسبت داده شدهاند. اشر پرز گفتهاست که نویسندگان مختلف دیدگاههای بسیار گوناگون و گاه متناقضی را به عنوان تفسیر کپنهاکی بیان میکنند.
💡 آن دهان تنگ پنگر پرز گفتار کمال آنکه باشد قند مصرش زین شکر در ننگ نیست