پایه ٔ حوض

لغت نامه دهخدا

پایه حوض. [ ی َ / ی ِ ی ِ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جای رسوائی و بدنامی. ( برهان ):
پی یک بوسه گرد پایه حوض
بسی گشتم تو دل دریا نکردی.خاقانی.و رجوع به پای حوض شود.

فرهنگ فارسی

جای رسوائی و بدنامی

جمله سازی با پایه ٔ حوض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببین تا چند بر جانم ستم بود که گشتستم بدین که پایه خشنود

💡 کس او را نپذیرفت کش مایه بود وگر در خرد برترین پایه بود

💡 سایه سرو تو ساخت، پایه بختم، بلند نرگس مست تو کرد، خانه عقلم خراب

💡 به پایه همه روز برتر شدم همین شد که دستور قیصر شدم

💡 زان پیش که جان ز نور بی مایه شود دل تیره ز دور چرخ نه پایه شود

💡 این ز من نیست طرفه‌، من مَردم از چنین پایه مانده کی گردم‌؟

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز