ویله زدن

لغت نامه دهخدا

ویله زدن. [ وَ / وِ ل َ / ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد کردن.نعره زدن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ویله شود.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) فریاد کردن نعره زدن: (( درین بیم بودند و غم بکسره که گرشاسپ زد ویله ی از دره. ) )

جمله سازی با ویله زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کتفهایش سر کشیدند از درون ویله ی آن رفت تا چرخ نگون

💡 همه آفرینش پر از ویله گشت غو خاکیان ز آسمان درگذشت

💡 در طاس چرخ ویله ز آوای‌ گاودم در جسم خاک لرزه ز هرای شاد غر

💡 بگفت این وزد خویش رابرسپاه پر از ویله گردید ازو رزمگاه

💡 چون آن نعره در گوش اژدر رسید چو شیر ژیان ویله ای برکشید

💡 عقل غریزتی را روح‌القدس نخواند در بارگاه وصفش جز ما تقول ویله

آمرزش یعنی چه؟
آمرزش یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز