لغت نامه دهخدا
وعده شکنی. [ وَ دَ / دِ ش ِ ک َ ] ( حامص مرکب ) شکستن قول و قرار. نقض عهد. پیمان گسلی.
وعده شکنی. [ وَ دَ / دِ ش ِ ک َ ] ( حامص مرکب ) شکستن قول و قرار. نقض عهد. پیمان گسلی.
شکستن قول و قرار خود نقض عهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم بیا به وعده وفا کن، به عشوه گفت خوش بر فریب وعده ما دل نهادهای
💡 رنجاندم ز وعده خلافی، ولی چه سود از رنجشی ز وعده او بیمدارتر
💡 گفتی کنم از نامه گهی یاد تو دردا کز بخت من آن وعده تو را یاد نمانده ست
💡 به راه وعده پی زود دیدن خواهش عزیمت تو به دل کرده با شتاب درنگ
💡 تا قیامت وعده کوثر خمارم می گذاشت باده را در محفل آن حور با هورا زدیم