وسمه بستن

مترادف‌ها

علامت زدن، نشان گذاری کردن

فرهنگ معین

( ~. بَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) مالیدن وسمه بر ابرو.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) مالیدن وسمه برابر و وجز آن.

ویکی واژه

مالیدن وسمه بر ابرو.

جمله سازی با وسمه بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حـديـث صـحـيـح از حـضـرت امـام جـعـفـر صـادق عـليـه السـلاممنقول است كه باكى نيست در خضاب كردن به وسمه براى مرد پير.

💡 زان بود بی وسمه ابرویش که نتواند شدن زهر با آن زهره پیش تیغ آن بیباک سبز

💡 حسرت از وسمه خورم گرچه به ابروی تو پیوست رشک از سرمه برم گرچه به مژگان تو ساید

💡 این چرخ وسمه رنگ به کردار آینه است زن باشم ار به وسمه و آیینه بنگرم

💡 می شود در وسمه ابروی بتان خونخوارتر درنیام این تیغ خونریزست بی زنهارتر

💡 دامداران در گذشته‌های دور برای شناسایی گله‌های خود، از روش‌های بسیار سنتی و قدیمی مانند وسمه بستن بر روی پوست حیوانات استفاده می‌کردند.

💡 فرآیند وسمه بستن بر روی دام‌ها باید با دقت بسیار بالا انجام شود تا از بروز هرگونه آسیب‌های جبران‌ناپذیر به بدن حیوان جلوگیری شود.

💡 در مدیریت اصطبل‌های بزرگ کشاورزی، وسمه بستن به عنوان یک روش کارآمد برای ثبت مالکیت و جلوگیری از سرقت دام‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران