فرهنگستان زبان و ادب
{empty morph} [زبان شناسی] نوعی واژ خاص که در سطح تقطیع واژی قابل تفکیک باشد، اما معنا نداشته باشد و به تکواژ خاصی اشاره نکند
{empty morph} [زبان شناسی] نوعی واژ خاص که در سطح تقطیع واژی قابل تفکیک باشد، اما معنا نداشته باشد و به تکواژ خاصی اشاره نکند
نوعی واژ خاص که در سطح تقطیع واژی قابل تفکیک باشد، اما معنا نداشته باشد و به تکواژ خاصی اشاره نکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی پیر دهقان آتشپرست که بر واژ برسم بگیرد بدست
💡 گرفتند واژ و بخوردند نان نظاره بدان نامداران زنان
💡 ببرسم همی واژ خواهد گرفت سزد گر بمانی ازو در شگفت
💡 جهاندار بگرفت واژ نهان به زمزم همی رای زد با مهان
💡 جهانجوی با آن دو خسرو پرست گرفت از پی واژ برسم بدست