وام ستان
مترادفها
وامگیرنده، قرضگیرنده
متضادها
وام دهنده
لغت نامه دهخدا
وام ستان. [س ِ ] ( نف مرکب ) وامستان. قرض دار. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). وام دار. || قرض خواه. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
وامستان قرض دار. وام دار
جمله سازی با وام ستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گل عیشم چو بپژمرد در ایام فراق بودی از عکس رخت لاله ستان بوم و برم
💡 بانک مرکزی با وضع قوانین جدید و نظارتی دقیق، سعی در کنترل میزان ریسک در میان وام ستان و جلوگیری از افزایش بیرویه مطالبات معوقه در سیستم بانکی دارد.
💡 کارشناسان اقتصادی معتقدند که تسهیل شرایط بازپرداخت برای وام ستان کوچک، میتواند به رشد چشمگیر کسبوکارهای نوپا و فعال در بخشهای مختلف اقتصاد کشور کمک شایانی کند.
💡 مدیریت ریسک برای وام ستان بسیار حیاتی است تا آنها بتوانند بدون فشار مالی بیش از حد، توانایی خود را برای بازگشت سرمایه و توسعه فعالیتهایشان حفظ کنند.