واصل بن حیان

لغت نامه دهخدا

واصل بن حیان. [ ص ِ ل ِ ن ِ ح َی ْ یا ] ( اِخ ) از محدثان است. از ابی وائل حدیث شنیده و لیث بن ابی سلیم از وی روایت دارد. ( عیون الاخبار ج 1 ص 279 ).

فرهنگ فارسی

از محدثان است از ابی وائل حدیث شنیده ولیث بن ابی سلیم از وی روایت کرده است.

جمله سازی با واصل بن حیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گهی چون مه شود سالک در افلاک گهی واصل شود چون کرهٔ خاک

💡 گفت: (نه ! چنين است وعده اى كه به من دادند، رسيده است و مرا بعد از اين اميدى به حياتنيست.) و در آن مرض به رحمت حق واصل شد.

💡 پس از عرض سلام وادب رقم ذی کرم حاکی نهایت لطف وحسن ظن ان حضرت به اینجانب در امری بزرگ که جرات تعبیر ان را ندارم واصل گردید.

💡 در گوهر آب گوهر در بحر می کند سیر واصل بود به جانان جانی که بیقرارست

💡 (شاخص‌های پایین معرف آن است که نیرو از جسم ۱ به جسم ۲ وارد می‌شود یا برعکس). اما در شکل قوی علاوه بر این فرض می‌شود که این نیروها در امتداد خط واصل میان دو ذره می‌باشند یعنی

💡 مرا واصل کن و جانم توئی بس در این غرقاب جان فریاد من رس

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
زهره یعنی چه؟
زهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز