هله وهوله

مترادف‌ها

هیاهو، غوغا، ولوله، جنجال، سر و صدا

متضادها

سکوت، آرامش، سکون

فرهنگ معین

(هَ لِ هُ ل ) (اِمر. ) (عا. ) خوردنی های بی خاصیت که موجب سیری کاذب می شود.

فرهنگ فارسی

(اسم ) غذاهایی که معمولا مای. خراب کردن مزاج وموجب مرض است تنقلات بی مصرف واحیانا مضر.توضیح مخصوصا خوردن این نوع خوراکیهارا بشکل ریزریزوخردهخرده ودرفواصل زمانی کوتاه ((هلهوهوله ) ) وعمل خورند. آنرا ((هلهوهولهخوردن ) ) گویند

جمله سازی با هله وهوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هله مست آن جمالم هله مست آن کمالم هله مست لایزالم هله مست بیخودستم

💡 دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند

💡 هله این ناز رها کن نفسی روی به ما کن نفسی ترک دغا کن چه بود مکر و دغایی

💡 هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به قدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر

💡 تلاشهای برادر برای دوباره از آب بیرون کشیدنش ثمری نبخشید و هله در دریا غرق شد.

💡 هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

💡 با ورود ناگهانی پلیس به محل تجمع، هله وهوله و آشوب بزرگی در میان جمعیت ایجاد شد و همه فرار کردند.

💡 صدای هله وهوله و فریادهای مردم در بازار سنتی باعث شد که مغازه‌داران سریعاً درهای خود را برای امنیت ببندند.

💡 پس از اعلام خبر پیروزی تیم ملی، هله وهوله و شادی بی‌حد و حصری در تمام کوچه‌های شهر به گوش می‌رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران