هزیمت گرفتن

لغت نامه دهخدا

هزیمت گرفتن. [ هََ م َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) شکست خوردن. هزیمت شدن و گریختن:
گرفتند آن شاه را در میان
هزیمت گرفتند ایرانیان.فردوسی.چو دیوان بدیدند کردار اوی
هزیمت گرفتند ازکار اوی.فردوسی.هزیمت گرفت آن سپاه بزرگ
من از پس خروشان چو شیر سترگ.فردوسی.صبر هزیمت گرفت کز صف مژگان او
غمزه کمان درکشید فتنه کمین برگشاد.خاقانی.

فرهنگ فارسی

شکست خوردن هزیمت شدن و گریختن

جمله سازی با هزیمت گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نابرده یک‌ گروه غنیمت سوی خُتَن بردند صدگروه هزیمت سوی ختا

💡 هزیمت شد آن لشکر بی کران نماند هیچ بر دشت از آن جاودان

💡 هزیمت کن تو شیطان لعین را که تادیگر نیاید او کمین را

💡 سپس از طرف بستان رخت بربست هزیمت را پس از یکماه کامل

💡 چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد سپاه شب به هزیمت چو دود بگریزد

💡 برست آنکه ایشان و بر جای ماند سوی کوفه رخش هزیمت براند

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز