لغت نامه دهخدا
نیک مزاج. [ م ِ ] ( ص مرکب ) خوش خوی. خوش مشرب. ( ناظم الاطباء ). || آنکه دارای مزاج سالمی است. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیک مزاج. [ م ِ ] ( ص مرکب ) خوش خوی. خوش مشرب. ( ناظم الاطباء ). || آنکه دارای مزاج سالمی است. ( فرهنگ فارسی معین ).
(صفت ) ۱ - آنکه دارای مزاج سالمی است. ۲ - خوش خوی خوش مشرب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون نفس تند گشت به سختیش رام کن سردی دهد طبیب چو گرمی کند مزاج
💡 یاد کن ای سنایی از اول گرچه بر بد ترا نهاد مزاج