لغت نامه دهخدا
نیم رسول. [ رَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) رسول گونه. به منزله رسول و سفیر. ( فرهنگ فارسی معین ): هم بر این مقدار نامه رفت بر دست فقیهی چون نیم رسولی به خلیفه. ( تاریخ بیهقی ص 77 ).
نیم رسول. [ رَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) رسول گونه. به منزله رسول و سفیر. ( فرهنگ فارسی معین ): هم بر این مقدار نامه رفت بر دست فقیهی چون نیم رسولی به خلیفه. ( تاریخ بیهقی ص 77 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: آن كس كهمشغول وصله كردن كفش من است. ما آمديم و ديديم او على - عليه السّلام - است. تو گفتى: يا رسول اللّه ! من كسى را غير از على - عليه السّلام - نديدم ! فرمود: او همان است.
💡 هنگامى كه كلام الهى (سبح اسم ربك الاعلى )نازل گشت، رسول الله (ص ) فرمود: آن را در سجودتان قرار دهيد، يعنى (سبحانربى الاعلى و بحمده ).(بحارالانوار، ج 58، ص 34).
💡 آن یدالله را که ابن عم رسولالله بود گر کسی همتاش باشد هم رسولالله بود
💡 مولف گويد: با اين همه، احاديثى را در همين زمينه ساختند و به غير ابوبكر نسبت دادندكه چنان كسانى هم آن را از رسول خدا(ص ) روايت كرده اند(493).
💡 قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: ان المرائى ينادى يوم القيامة يا فاجر ياغادر يا مرائى ضلّ عملك و بطل اجرك اذهب فخذ اجرك ممن كنتتعمل له. بحار / 72 / 303