لغت نامه دهخدا
نیم خنب. [ خُمْب ْ ] ( اِ مرکب ) نیم خم. گلدان سفالین. ( یادداشت مؤلف ): الاصیص؛ نیم خنب که در آن شاهسپرم کارند. ( ربنجنی ) ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نیم خم شود.
نیم خنب. [ خُمْب ْ ] ( اِ مرکب ) نیم خم. گلدان سفالین. ( یادداشت مؤلف ): الاصیص؛ نیم خنب که در آن شاهسپرم کارند. ( ربنجنی ) ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نیم خم شود.
نیم خم. گلدان سفالین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگو بی دین بود عاشق نیم این طعن را لایق که شد محراب و میخانه بود عشق بتان دینم