لغت نامه دهخدا
نیم جزوی. [ ج ُزْ ] ( اِ مرکب ) نیم جزو. رجوع به نیم جزو شود.
نیم جزوی. [ ج ُزْ ] ( اِ مرکب ) نیم جزو. رجوع به نیم جزو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلکه در هر نوع کز اقران من داند کسی خواه جزوی گیر آن را خواه کلی قادرم
💡 طبع را کم کن بد آموزی بهر جزوی، مباد ناگهان در کلیی این شیوه در کار آورد
💡 چونک هر جزوی به غیر اصل خود پیوند نیست تو چرا طیره شدی و پند و جنگ آغاشتی
💡 نول در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، جزوی از کارکنان مشاور علمی ریاست جمهوری در کاخ سفید بوده و درگیر در مسائلی چون امنیت رایانه و حریم خصوصی، صادرات کامپیوتری، اطلاعات فنی و علمی و آموزش فناوری بودهاست.
💡 در سال ۱۹۹۱ و پس از جنگی که باعث فروپاشی یوگسلاوی شد، این شهر به جمهوری کرواسی پیوست و تا به امروز جزوی از کشور کرواسی است.