لغت نامه دهخدا
نیفه وار. [ ف َ / ف ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند نیفه. ( فرهنگ فارسی معین ). چون نیفه شلوار که با نرم ترین جای بدن تماس دارد:
نرمی دل می طلبی نیفه وار
نافه صفت تن به درشتی سپار.نظامی.
نیفه وار. [ ف َ / ف ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند نیفه. ( فرهنگ فارسی معین ). چون نیفه شلوار که با نرم ترین جای بدن تماس دارد:
نرمی دل می طلبی نیفه وار
نافه صفت تن به درشتی سپار.نظامی.
( صفت ) مانند نیفه: (( نرمی دل می طلبی نیفه وار نافه صفت تن بدرشتی سپار. ) ) ( نظامی. لغ.: نافه )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نیفه نافه مشک چین است در ناف مدینه مشک دین است
💡 بسی نامه مهر ناکرده باز ز نیفه بسی جامهٔ دلنواز
💡 سینه چو شکم به رنگ کافور نافش مشکین چو نیفه حور
💡 چو دنیا را پیمبر خوانده جیفه مکش جیفه دگر در بند نیفه
💡 زلف او و نافه ی آهوی چین نیفه ی پرچینش از چین خوش ترست
💡 چین عرق¬چین تو چو نیفه ی نافه خاصیت بوی مشک ناب گرفته