نیازی حجازی

لغت نامه دهخدا

نیازی حجازی. [ ی ِ ح ِ ] ( اِخ ) وی فرهنگ جامعاللغات را در لغت فارسی تصنیف کرده است و پیش از قرن یازدهم هَ. ق. میزیسته، چه در فرهنگ سروری که به سال 1008 و جهانگیری که به سال 1000 تألیف شده است از کتاب او شاهدهائی نقل گردیده است. رجوع به ریحانة الادب ج 6 ص 275 و الذریعه الی تصانیف الشیعه ج 5 ص 69 شود.

فرهنگ فارسی

وی فرهنگ جامع اللغات را در لغت فارسی تصنیف کرده است و پیش از قرن یازدهم هجری قمری میزیسته چه در فرهنگ سروری که بسال ۱٠٠۸ تالیف شده است از کتاب او شاهد هائی نقل گردیده است.

جمله سازی با نیازی حجازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نور بی نیازی چهره چون خورشید روشن کن که دایم از طمع داغ کلف بر چهره مه دارد

💡 خبرها و مسائل روز و اینگونه خبرها نیازی به درجه‌بندی شدن ندارند.

💡 چو خسرو دید کآن ماه نیازی نخواهد کردن او را چاره‌ساز‌ی

💡 میکنم عرض نیازی گر سگت را جان دهم تا نپنداری که اظهار کرامت میکنم

💡 لبی ترکرده‌ام‌ کز سیر چشمی باج می‌گیرد به جام بی نیازی چون‌ گهر آبی دگر دارم

💡 زصد نگار تو داری ز بی نیازی ننگ ز صد هزار فقیرت به دلنوازی عار

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز