لغت نامه دهخدا
نیازگار. ( ص مرکب ) دادخواه و درخواست کننده. ( ناظم الاطباء ). نیازگر.
نیازگار. ( ص مرکب ) دادخواه و درخواست کننده. ( ناظم الاطباء ). نیازگر.
داد خواه و درخواست کننده ٠ نیازگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین پس از پیش تو کوته نکنم دست نیاز زین پس از کوی تو بیرون ننهم پای طلب
💡 از بهر نیاز و درد ایشان ما بر سر چرخ و اختر آییم