لغت نامه دهخدا
نچلنیک نشین. [ ن َ چ َ ن ِ ] ( اِ مرکب ) محل نشیمن و کرسی رئیس محل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نچلنیک شود.
نچلنیک نشین. [ ن َ چ َ ن ِ ] ( اِ مرکب ) محل نشیمن و کرسی رئیس محل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نچلنیک شود.
محل نشیمن و کرسی رئیس محل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا توانی با پریشانان نشین صحبت شوریدگان را برگزین
💡 هم فلک از غم توخاک به سر هم ملک بر در تو خاک نشین
💡 یک بار خوش بخند و دل ما درست کن یک دم ترش نشین و کمین در شکر شکن
💡 یکجا نشین به معنی بیگانه خوی کن بیرون ز خود به هر سخنی آشنا مرو
💡 سفر ما را لطافت می فزاید به یکجا هم نشین خوش نیاید