نوید رسان

مترادف‌ها

بشارت‌دهنده، خوش‌خبر

متضادها

بدخبر

لغت نامه دهخدا

نویدرسان. [ ن ُ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) نوید رساننده. مژده آور. مژده ور. بشیر. مبشر. ( یادداشت مؤلف ). که بشارت آرد. نیز رجوع به نوید و ترکیبات آن شود.

فرهنگ فارسی

نوید رساننده. مژده آور. مژده ور. بشیر. مبشر. که بشارت آرد.

جمله سازی با نوید رسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کدام رنج که آن مر مرا نگشت نصیب کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید

💡 خود کیست آسمان که از او آیدش نوید خود چیست روزگار کز او باشدش خبر

💡 تا شوق این نوید هلاکم کند (سحاب) گوید پس از هلاک به خاکت گذر کنم

💡 وعید به معنای تهدید به عذاب است و در مقابل وعد به معنای نوید پاداش می‌باشد.

💡 اکنون مدیریت موزه برعهده دکتر نوید صالح وند باستان‌شناس و پژوهشگر شیشه‌های باستانی ایران است.

💡 کی چو بی‌دردان نوید وصلم از جا می‌برد می‌شود خون گر دلم نام تمنا می‌برد

💡 او در میان انبوه جمعیت، مانند یک نوید رسان برای رسیدن به آرامش و صلح جهانی در میان تمام ملت‌های درگیر در جنگ‌های بی‌پایان ظاهر شد.

💡 شاعر بزرگ در اشعار خود از توصیف طبیعت به عنوان یک نوید رسان برای بهار و شکوفایی دوباره زندگی در دل کوهستان‌های خشک استفاده کرده است.

💡 خبر آمدن اولین باران در فصل خشکسالی، برای کشاورزان منطقه مانند یک نوید رسان برای بقای محصولات و جلوگیری از نابودی کامل باغ‌ها بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران