لغت نامه دهخدا
نواپیشه. [ ن َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) نواگر. نواپرداز. سرودگوی و نوازنده. مغنی. مطرب:
نواپیشگان برگرفتند رود
همه جام می داد جان را درود.اسدی.
نواپیشه. [ ن َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) نواگر. نواپرداز. سرودگوی و نوازنده. مغنی. مطرب:
نواپیشگان برگرفتند رود
همه جام می داد جان را درود.اسدی.
نواگر ٠ نوا پرداز ٠ سرود گوی و نوازنده مغنی مطرب ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تابنده گشت گوشهنشین فکر بکر او همچون سخات پیشه گرفته است رهروی
💡 یارستم پیشه باز، دست جفا می برد و ز همه یاران سخن، دست بمامی برد
💡 بگذار چو آه، آسمانپویی را چون اشک مکن پیشه زمینشویی را
💡 اگر پیشه ندارد جور و بیداد چرا بستد همان چیزی که او داد
💡 خواب ست حیله فتنه بیدار گشته را چون گشت پیشه تیغ ترا پاسبانیا
💡 ضمیرم را سپاس اندیشه گردان زبانم را ستایش پیشه گردان