لغت نامه دهخدا
نهفته پژوه. [ ن ُ / ن ِ /ن َ هَُ ت َ / ت ِ پ ِ / پ َ ] ( نف مرکب ) مفتش. متجسس. جاسوس خفیه. پلیس مخفی. ( یادداشت مؤلف ):
یکی جادویی بود نامش ستوه
گزارنده راه و نهفته پژوه.دقیقی ( شاهنامه، بیت 10300 ).
نهفته پژوه. [ ن ُ / ن ِ /ن َ هَُ ت َ / ت ِ پ ِ / پ َ ] ( نف مرکب ) مفتش. متجسس. جاسوس خفیه. پلیس مخفی. ( یادداشت مؤلف ):
یکی جادویی بود نامش ستوه
گزارنده راه و نهفته پژوه.دقیقی ( شاهنامه، بیت 10300 ).
مفتش متجسس جاسوس خفیه پلیس مخفی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر نه هست نشان از دهان تو سخنت چرا به بیسخنی باشدت نهفته دهان
💡 يكبار ديگر اين حديث تكان دهنده را مطالعه كنيد كه حقايق بسيارى در آن نهفته است.
💡 اگر با مردن هيچ مى شويم، چرا غريزه علاقه به بقا در نهاد ما نهفته است ؟
💡 ای مطرب خوش الحان امشب بمال بر چنگ طلقی، و گرنه سوزد سوز نهفته سازت
💡 نهفته سیم به زیر قبا که این بدن است گرفته برگ سمن را به بر که پیرهن است