فرهنگ معین
(نَ مَ. شُ دَ ) (مص ل. )(عا. ) نان و نمک کسی را خوردن و مرهون آن شخص شدن.
(نَ مَ. شُ دَ ) (مص ل. )(عا. ) نان و نمک کسی را خوردن و مرهون آن شخص شدن.
( مصدر ) ۱- موظف شدن برعایت حق نان و نمک مرهون ولی نعمت گردیدن. ۲- مجازات نمک بحرامی رادیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمک سینهٔ جگرریشان به زبان غزلسرای من است