نماز بستن

لغت نامه دهخدا

نماز بستن. [ ن َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) تکبیرةالاحرام گفتن:
دیدیم رخت که قبله ماست
زآن سو که توئی نماز بستیم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

تکبیره الاحرام گفتن

جمله سازی با نماز بستن

💡 سپس على به مسجد كوفه درآمد و نماز گزارد و مردم، پيرامونش گرد آمدند.

💡 1 - اگر در بين نماز شك كند وضو گرفته يا نه نمازشباطل وبايد وضو بگيرد ولى اگر بعد از نماز شك كند نمازش صحيح و براى نمازبعد وضو بگيرد.

💡 نماز ار نیست جایز بر دو محراب چرا من رو در ابروی تو دارم

💡 در زمان حضرت عيسى بن مريم عليه السلام زنى بود پرهيزگار و با خدا. وقت نماز هركارى را رها مى كرد و مشغول نماز مى شد.

💡 اى على بر تو باد نماز شب و كسى كه نماز شب را سبك بشمارد از ما نيست پس بهوصيّت من عمل كن، و دستور بده تمام اُمّتم نماز شب را بخوانند.