نقطۀ عطف درمان
مترادفها
نقطه تحول درمان
فرهنگستان زبان و ادب
{therapeutic crisis} [روان شناسی] وضعیتی در روان درمانی عموماً ناشی از کنش نمایی و رسیدن به یک بینش غیرمنتظره در مُراجع که فرایند بهبودی وی را تسهیل می کند
جمله سازی با نقطۀ عطف درمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برنج این سرتوانی کرد حاصل چو درمان یافتی گشتی تو واصل
💡 بدان رنجور بی درمان بگوئید بدان مجنون بیسامان بگوئید
💡 بود درد قهر ترا مرگ درمان بود زخم عنف ترا زهر مرهم
💡 ای که درد مرا توئی درمان ای که راه مرا توئی پایان
💡 درمان درد است و درد درمان چون حل کنم این دوای مشکل
💡 سکون در آتش سوزنده گفتم نشاید کرد و درمان هم سکونست
💡 پزشکان پس از بررسی نتایج آزمایشهای جدید، اعلام کردند که تغییر رژیم غذایی بیمار، میتواند نقطۀ عطف درمان در بهبود وضعیت او باشد.
💡 استفاده از داروهای جدید در پروتکلهای درمانی، برای بسیاری از بیماران مبتلا به بیماریهای صعبالعلاج، نقطۀ عطف درمان و امید به زندگی بود.
💡 وقتی بیمار توانست پس از ماهها بستری شدن، دوباره شروع به راه رفتن کند، همه احساس کردند که به نقطۀ عطف درمان رسیده است.