نقش برانگیختن. [ ن َ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) نقش باختن. رل بازی کردن: چه نقش ها که برانگیختیم و سود نداشت فسون ما بر او گشته است افسانه.حافظ. || صورت ساختن. صورت تصویر کردن. شمایل ساختن. صورتگری و صورت سازی کردن: صد نقش برانگیزم با جانْش درآمیزم چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم.مولوی.
فرهنگ فارسی
نقش باختن ٠ رل بازی کردن ٠ یا صورت ساختن ٠ صورت تصویر کردن ٠
جمله سازی با نقش برانگیختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دادشاه کمال یا میردادشاه (درگذشتهٔ ۲۱ دی ۱۳۳۶) یک زمیندار و کشاورز روستایی بلوچ بود که در اوایل دههٔ ۱۳۳۰ خورشیدی در بلوچستان علیه دولت مرکزی ایران، اقدام به قیام مسلحانه کرد. او به همراه برادرش، محمدشاه، و گروهی از افرادش در ۴ فروردین ۱۳۳۶ در مسیر چابهار به ایرانشهر، راه را بر خودروی حامل کارکنان برنامه اصل چهار بود، بست و آنها را به قتل رساند. این کشتار موجب برانگیختن حساسیت بینالمللی و فشار بر حکومت پهلوی دوم شد.
💡 حتی افلاطونِ فیلسوف این روش تقلید از سرمشق را، که تا زمان او مختصبه شاعران و نمایشنامهنویسان بود، از آنِ خود ساخته و وارد نوشتههای فلسفی خویش کرده بود؛ با این تفاوت که بهجای پهلوانان اساطیری چون آشیل و اودیسه و ورزشکاران نامدار، که در اشعار شاعران یونانی نقش سرمشق را داشتند، سقراط فیلسوف را نشانده است، و اگر با نظر دقیق در نوشتههای افلاطون بنگریم، خواهیم دید که یکی از اغراض او در نویسندگیْ توصیف فیلسوف (تحت نام سقراط) و برانگیختن خوانندگان به تقلید از اوست.