لغت نامه دهخدا
نصفه کاره. [ ن ِ ف َ/ ف ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ناتمام. نیمه تمام. ناقص.
- نصف کاره گذاشتن؛ کاری را به آخر نرساندن. کاری را تمام نکردن.
نصفه کاره. [ ن ِ ف َ/ ف ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ناتمام. نیمه تمام. ناقص.
- نصف کاره گذاشتن؛ کاری را به آخر نرساندن. کاری را تمام نکردن.
نصفه تا نصف: چرخ خیاطیش با پارچه دبیت مانندی که نصفه کاره دوخته شده زیر سوزن مانده بود...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 156- (يا ايها المزمل قم الليل الا قليلا نصفه او انقص منى قليلا او زد عليه ورتل القرآن ترتيلا). مزمل، 1 - 5.
💡 علت اين است كه اينان در مدت كوتاهى لغات متعدد آموخته اند و فرصت كافى براى هضمو جذب و تعيين موارد استعمال واقعى اين لغات پيدا نكرده اند. خودشانخيال مى كنند كه فهميده اند، اما فهم آنها غالبا ناقص و نصفه است.
💡 ما در طول تاريخ كه ديده ايم، آنهايى هم كه خودمان يادمان هستمثل قضيه نفت چون اسلامى نبود، ملى تنها بود به اسلام كارى نداشتند، از اين جهتنتوانستند كارى انجام بدهند، كارهاى نصفه كاره اى هم كه انجام دادند، بعدش از دستشانگرفته شد و رفت كنار.(385)
💡 کودک باید تمامی غذای خود را بهطور کامل (و نه نصفهنیمه) بخورد و نمیتواند غذای بیشتری در هر وعده دریافت کند.