نرم لگام

لغت نامه دهخدا

نرم لگام. [ ن َ ل ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از اسب خوش جلو باشد یعنی سرکش نباشد. ( برهان قاطع ). اسبی که به هر طرف بخواهند بگردد و بر وفق خواهش سوار راه برود. ( آنندراج ). راهوار. رام. ( ناظم الاطباء ). اسب خوش رفتار. ( انجمن آرا ):
فلک تیزعنان تا به ابد نرم لگام.انوری ( از آنندراج ).|| مطیع. فرمانبردار. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). آدم فرمانبردار. ( انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

کنایه از اسب خوش جلو باشد یعنی سر کش نباشد.

جمله سازی با نرم لگام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خروشان سرش را به بر در گرفت لگام و فسارش ز سر برگرفت

💡 چون همی‌گیرد گواه سر لگام خاصه وقت جوش و خشم و انتقام

💡 گر تو لگامش نکشی سوی دین او ز تو خورد زود ستاند لگام

💡 یکی تیز تک رخش زرین ستام کشیدند و بگرفت میرش لگام

💡 همی ببخت من ایدر لگام من دل من ز عشق بستده و کرده بخت را تسلیم

💡 فرود آمد و اسپ را با لگام ببست و برآهخت تیغ از نیام

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز