لغت نامه دهخدا
نخوت فروش. [ ن ِخ ْ / ن ِخ ْ وَ ف ُ ] ( نف مرکب ) متکبر. مغرور. ( آنندراج ). نخوت پیشه. بزرگ منش. متکبر. دارای تکبر.خودبین. خودپرست. طالب جاه و جلال. ( ناظم الاطباء ).
نخوت فروش. [ ن ِخ ْ / ن ِخ ْ وَ ف ُ ] ( نف مرکب ) متکبر. مغرور. ( آنندراج ). نخوت پیشه. بزرگ منش. متکبر. دارای تکبر.خودبین. خودپرست. طالب جاه و جلال. ( ناظم الاطباء ).
متکبر و مغرور بزرگ منش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الا ای زلف خم در خم چرایی اینچنین در هم چهشدکامروز با ما همز نخوتسرگرانکردی
💡 یک طرف مستان جام نخوت و جهل و غرور سر برآورده به زیر خاک از خواب خمار
💡 و هرگاه به آنها گويند بياييد تا رسول خدا براى شما از حق آمرزش طلبد سر بپيچندو بنگرى كه با تكبر و نخوت روى مى گردانند(5).
💡 نامه رسان را نيز از مجلس راندند و به اين ترتيب، خسرو پرويز از آن موقعيت حساساستفاده نكرد و كبر و غرور و نخوت، او را از درك حقيقت و پيمودن راه سعادت باز داشت.
💡 در كافى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه در ضمن حديثى فرمود: اولين معصيتىكه حكايت از نخوت درونى مى كرد و از روى كبر سر زد از ابليس بود.
💡 هوا در پرده بیگانگی دارد ترا صائب تهی از باد نخوت کن سر خود چون حباب اینجا