لغت نامه دهخدا
نحوس خانه. [ ن ُ خا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جای نحس. جای نامبارک. جای پر ادبار و نکبت. آنجا که بر آدمی مبارک نباشد:
از آسمان بیافتمی هر سعادتی
گر زین نحوس خانه شروان بجستمی.خاقانی.
نحوس خانه. [ ن ُ خا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جای نحس. جای نامبارک. جای پر ادبار و نکبت. آنجا که بر آدمی مبارک نباشد:
از آسمان بیافتمی هر سعادتی
گر زین نحوس خانه شروان بجستمی.خاقانی.
( اسم ) جای نحس محل نامبارک: از آسمان بیافتمی هرسعادتی گرزین نحوس خانه شروان بجستمی. ( خاقانی لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس بمیرد آن هوسها در نفوس هیبت شه مانع آید زان نحوس
💡 چرخ طالع بر نحوسات فلک می گرددم محنت از درها گدایی می کند دوران من
💡 گشت سپروار و ازو دفع کرد تیر نحوسات زحل آفتاب
💡 ز حکم انجم و افلاک حصه یافته اند مخالف نحوس و موافق تو سعود
💡 نحوس چاکرانت از چه گرد آری تو کز طالع سعود اخترانت جمله در سلک خدم باشد