لغت نامه دهخدا
نبوپالاس سار. [ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به نبوپلاسر شود.
نبوپالاس سار. [ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به نبوپلاسر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من طبع شعر دارم و او تازی ادیب پر کرده از هوا و هوس باد سار سر
💡 بر تارک عدو ز کفش گر ز گاو سار کوپال بیژنست روان بر سر گراز
💡 به طرف چشمه سار از دست مرغان چو آتش، آب شد در سنگ پنهان
💡 مر ایشان به هم دید در چشمه سار به دیده ببارید خون را کنار
💡 ز بسکه زمزمهٔ سار خیزد از هامون ز بسکه قهقههٔ کبک آید از کهسار
💡 چو نرگسی که دمد بر کنار چشمه آب سواد چشم تو در چشمه سار دیده ماست