لغت نامه دهخدا
( نبشته آمدن ) نبشته آمدن. [ ن ِ ب ِ ت َ / ت ِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشته شدن: کاغذ برد تا آنچه نبشتنی است نبشته آید. ( تاریخ بیهقی ص 404 ). نامه ها و مشافهات نسخت کرد و نبشته آمد. ( تاریخ بیهقی ص 383 ).
( نبشته آمدن ) نبشته آمدن. [ ن ِ ب ِ ت َ / ت ِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشته شدن: کاغذ برد تا آنچه نبشتنی است نبشته آید. ( تاریخ بیهقی ص 404 ). نامه ها و مشافهات نسخت کرد و نبشته آمد. ( تاریخ بیهقی ص 383 ).
( نبشته آمدن ) ( مصدر ) نوشته شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نبشته سه ضلع از کرسی این بنا را دربرگرفته است که به زبانهای پهلوی، پارتی و یونانی نوشته شدهاند.
💡 آمد، خدایگانا،دی نامه ای مرا از خون دل نبشته ز دلدار خویشتن
💡 آگاهی ما دربارهٔ نام این کاخ از روی سنگ نبشتههای بالای این کاخ گرفته شدهاست.
💡 از نیشابور یا ابرشهر در شماری از نبشتههای کهن همپیوند با دوران ساسانی یاد شده، از این جملهاند:
💡 کتّابیان دور قمر خوش نبشته اند بر گرد عارض تو ز عنبر کتاب خوش
💡 شکوفه ریخته از شاخ نار زیر درخت چنان نبشته درم پیش ریخته ضراب