نامی خیرابادی

لغت نامه دهخدا

( نامی خیرآبادی ) نامی خیرآبادی. [ ی ِ خ َ ] ( اِخ ) ( مولوی حاجی... ) تراب علی،متخلص به نامی. از پارسی گویان هند است و به روایت مؤلف تذکره نتایج الافکار: در خیرآباد لکهنو تولد یافت، سپس به کلکته رفت و از آنجا سفری به ایران و عربستان کرد و سرانجام به مدرس بازگشت و به سال 1241 هَ. ق. درگذشت. او راست:
ازمن ای همدم چه پرسی باعث تأخیر اشک
خار مژگان میشود هر لحظه دامنگیر اشک.
هر زمان دست کشان میبردم جذبه عشق
از پی سجده به طاق خم ابروی کسی
نیست از بخت بدم چشم امید آنکه بود
دست در دست و سرم بر سر زانوی کسی.
رجوع به تذکره ٔشمع انجمن ص 466 شود.

فرهنگ فارسی

( نامی خیر آبادی ) تراب علی متخلص به نامی از پارسی گویان هند است.

جمله سازی با نامی خیرابادی

💡 نامی که ندارم هوس نقش نگین داشت دامان خیالی به ته سنگ‌ گرفتم

💡 عافیت نیست در آن کوی که خمّارانند نیک نامی مکن از مردم بدنام طمع

💡 تا ترا در شرف جود برآمد نامی مرده است از حسد شهرت نامت حاتم

💡 اگر دل دلبری دلبر کدامی وگر دلبر دلی دل را چه نامی

💡 نی بجز نامی شنیده از وجود نی ز آتش دیده چیزی غیر دود

💡 بگفت و ببوسید نامی جوان ولیکن بد از کینه تیره روان

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز