میر حیاتی

لغت نامه دهخدا

میرحیاتی. [ ح َ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بیرانوند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 67 ). رجوع به بیرانوند شود.

فرهنگ فارسی

تیره از ایل بیرانوند

جمله سازی با میر حیاتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واکنش بار به عنوان پروژه ایی که در حالت تدوین بود، حیاتی بود.

💡 در آرزوی آب حیاتی تو هر زمان مانند خضر گرد جهان در دویده گیر

💡 اُقْتلُوُنی اُقْتُلُونی یا ثقات اِنَّ فی قَتلی حیاتی فی الحَیات

💡 تا دهی جام حیاتی من نادان صدبار شربت مرگ ز دست تو چشیدم به عبث

💡 از آن علم ار ببخشندت حیاتی که یابی در ره دین زان ثباتی

💡 کسی را که باشد وصالت میسر زهی خوش حیاتی عجب کار و باری

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز