میاندو اب کهنه

لغت نامه دهخدا

( میاندوآب کهنه ) میاندوآب کهنه. [ دُ ب ِ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) نام محلی در 50هزارگزی دو راهه ٔبناب میان میاندوآب و امیرآباد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( میاندو آب کهنه ) نام محلی در ۵٠ هزار گزی دو راهه بناب میان میاندو آب و امیر آباد.

جمله سازی با میاندو اب کهنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر دم از عشق درس نو خواند خویشتن را ز کهنه برهاند

💡 ایمن بود ز هر خللی جوهر سخن مضمون تازه، کهنه چون دعوی نمی شود

💡 ماییم خریدار می کهنه و نو وآن گاه فروشندهٔ عالم به دو جو

💡 منم آن کهنه عشقی که دگربار گرفتم عشق از آغاز این چه شیوه‌ست

💡 عاری ز خودی شدم، حیاتم بخشید آن کهنه پلاس رفت و دیبا آمد

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز