مویه ٔ زال
لغت نامه دهخدا
مویه زال. [ مو ی َ / ی ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ( اصطلاح موسیقی ) نام نوایی و لحنی باشد که مطربان خوانند و نوازند. ( برهان ) ( آنندراج ). نام لحن ونوایی از موسیقی. ( ناظم الاطباء ). نوایی است که مطربان زنند. ( فرهنگ اوبهی ) ( لغت فرس اسدی ):
به لفظ پارسی و چینی و خماخسرو
به لحن مویه زال و قصیده لغزی.منوچهری.
فرهنگ معین
(یِ ) (اِمر. ) نام لحن و نوایی از موسیقی.
جمله سازی با مویه ٔ زال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دائه هیوم مو (حکومت: ۷۹۳-۷۳۷) سومین پادشاه بالهایی بود. او پسر پادشاه دائه مویه و نوه پادشاه دائه جویونگ موسس سلسله بالهایی بود.
💡 زین وقعه دولتی است شگرفم به آه و اشک کز مویه رشک مو شوم از ناله شرم نال
💡 به عجز اینکه بده بوسه تا فشانم جان بهکبر آنکه مکن مویه تا نیاری زار
💡 گفتمش: مویه کنانم شب تاریک ز هجرت گفت: میبینمت، انصاف، که باریک چو مویی
💡 سرانجام دائه مویه (گوم) از همسر اول ته جویونگ که بزرگترین پسر او بود به تخت سلطنت نشست.
💡 در سال ۷۳۷، دائه مویه پسرش دائه هیوم مو را به جانشینی منصوب کرد و کمی بعد از دنیا رفت.