باغ سیاووشان
لغت نامه دهخدا
باغ سیاووشان. [ غ ِ ] ( اِخ ) باغ سیاوشان. نام نوایی از موسیقی.( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ). نوایی است که مطربان زنند. ( فرهنگ اوبهی ) ( لغت فرس اسدی مصحح مرحوم اقبال ص 405 ). نام صوتی است ازموسیقی. ( هفت قلزم ) ( برهان ). نوایی از موسیقی. ( آنندراج ) ( فرهنگ جهانگیری ). نغمه ای است از موسیقی. ( فرهنگ ضیاء ). یکی از الحان سی گانه باربد خنیاگر خسروپرویز است. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 181 ):
قمریان راه گل و نوش لبینادانند
صلصلان باغ سیاووشان با سروستاه.منوچهری.گه به بستان اندرون بستان شیرین برکشد
گه بباغ اندر همی باغ سیاووشان زند.رشیدی.
جمله سازی با باغ سیاووشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خونشان، خون سیاووشان باد همه ساله ز زمین جوشان باد
💡 جام کیخسرو پر از خون سیاووشان کند در دل الماس یاقوت روان میآورد
💡 دگر خون سیاووشان بود رنگ که آب چشمهها عنابگونست
💡 کنگره هشتم در مورخ ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۷۹ در محل دفتر فعلی حزب پایگاه سیاووشان آغاز به کار میکند که با فشار مأموران امنیتی پس از سه ساعت به کار خود پایان میدهد با توجه به شرایط اضطراری کنگره قبل از خاتمه به ابقای شورای عالی رهبری قبلی رأی میدهد.
💡 چو عکس ساقی اندر ساغر مل چو از خون سیاووشان دمد گل