لغت نامه دهخدا
ملک مشرب. [ م َ ل َ م َ رَ ] ( ص مرکب ) فرشته خو. فرشته خصال. نیک خو. نیک نهاد:
مدح ملک مشرق بهرامشه مسعود
آن بدر فلک رتبت وآن ماه ملک مشرب.سنائی.
ملک مشرب. [ م َ ل َ م َ رَ ] ( ص مرکب ) فرشته خو. فرشته خصال. نیک خو. نیک نهاد:
مدح ملک مشرق بهرامشه مسعود
آن بدر فلک رتبت وآن ماه ملک مشرب.سنائی.
فرشته خو. فرشته خصال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی دیگر از اندیشمندان این مشرب، لایبنیتس میباشد که از بسیاری جهات شبیه اسپینوزا است. او نخستین کسی بود که میان حقایق ضروری (منطقی) و حقایق حادث (واقعی) تمایز روشن قائل شد.
💡 تو وسعت مشربی را بستهای گویا به خود زاهد کز این دامان صحرا بوی مجنونی نمیآید
💡 عجز هم در عالم مشرب دلیل عالمیست پای خوابآلوده را دامان صحرا جاده است
💡 بعضى ديگر خواسته اند بين هر سه مشرب و مرام توافق دهند، چون ابن سينا كه درتفسيرها و ساير كتبش دارد، و صدر المتالهين شيرازى در كتابها و رساله هايش و جمعىديگر كه بعد از وى بودند.
💡 روشناسِ اهلِ مشرب چون درِ میخانه باش آشناتر با می از خطِ لبِ پیمانه باش
💡 در علوى است در شمايل آن جناب: ابيض مشرب حمزة. سفيدى كه سرخى بهاو آميخته و بر او غلبه كرده.