فرهنگستان زبان و ادب
{non-state nation} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] ملت یا قومی که برای تشکیل کشور مستقل خود تلاش می کند
{non-state nation} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] ملت یا قومی که برای تشکیل کشور مستقل خود تلاش می کند
ملت یا قومی که برای تشکیل کشور مستقل خود تلاش میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقش هيات حاكمه در اصلاح و افساد شؤ ونات مملكتى ملت ها
💡 ملت با يارى كردن دولت، در امر سازندگى كشور تلاش مى كند
💡 نغمهٔ مردی که دارد بوی دوست ملتی را میبرد تا کوی دوست»
💡 باز گویم این سخن را گرچه گفتم بارها مینهند این خائنین بر دوش ملت بارها
💡 ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخ نشينى را از اين ملت بزداييم
💡 موافقتند به هم ملک و دولت و ملت که هست حُکم تو اندر میان هر سه حَکَم