مقام اهمال

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به موارد وجود شرایط و مقتضی برای مهمل گذاشتن مقصود اطلاق می شود.
مقام اهمال، به موقعیت و شرایطی گفته می شود که متکلم، کلامی را با توجه به آن، مهمل القا می کند؛ به بیان دیگر، در موردی که نه برای اجمال گویی و نه برای تبیین کلام مصلحت وجود ندارد متکلم کلامش را مهمل می گذارد؛ این موقعیت و مقام را مقام اهمال می گویند.

جمله سازی با مقام اهمال

💡 تربيت فكرى و تهذيب يا تربيت اخلاقى و روحى هر دو ضرورت دارد. ضرورت دومىبيشتر است؛ چه، از اهمال دومى است كه دردهاى تباهگرى كه با بيماريهاى عفونى وجسمى قابل قياس نيست گريبانگير مى شود، دردهايى كه آموزه هاى دينى براى شفايش ‍آمده است.

💡 به قاتل خون خود پیش از سئوال حشر می بخشم که در شرمندگی می ترسم از اهمال من افتد

💡 بنى اسرائيل كه داراى روح مسامحه و اهمال و بهانه جوئى بودند گفتند: اى موسى ما رامسخره مى كنى ؟! گفت: به خدا پناه مى برم كه من از جاهلان باشم و بندگان خدا رااستهزا كنم.

💡 عزتی دارم که گر پا دیر در جنت نهم صد گره در کار رحمت افتد از اهمال من

💡 مکن اهمال در مکتوب عرفی بردن ای قاصد ولی بنشین که حسرت نامه ای انشا کنم من هم

💡 ولى تمامى آنها همانگونه كه اشاره كرديم برپايه تشريعاصل خلافت براى فقيه استوار است يعنى حديث در مقام بيان اين جهت باشد و امّا اگر ايناحتمال وجود داشت كه اصولاً حديث مزبور در مقامتجليل عالم و تشويق فقيه به فراگيرى علوم اسلامى است، نه در مقام تشريع ولايتبراى او، بلكه از اين جهت اهمال دارد يعنى توجّهى نشده است.(482)