مغز سفال

فرهنگستان زبان و ادب

{core} [باستان شناسی] قسمت میانی بدنۀ یک تکه سفال که معمولاً در زمان پخت براثر حرارت کم یا زیاد، زغالی و سیاه شده باشد

جمله سازی با مغز سفال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به نزد تو زر سلطان سفال رنگین است از آنکه گوهر نفس است در خزانهٔ تو

💡 سرخی چشم من از خجلت بی اشکیهاست این سفالی است که بی می چو شود رنگین است

💡 ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از این طریق سفال می‌گویند.

💡 چو برق بگذر ازین خاکدان که در یک دم سفال تشنه کند آه گرم، ریحان را

💡 خامان که زر پخته از دست تو نامدشان شادند به جای زر با سنگ و سفال تو

💡 چون گل رعناست جام زر پر از خون جگر با سفال خشک ما از ساغر زر قانعیم

💡 در فرآیند سنتی سفالگری، استفاده از یک مغز سفال مناسب برای حفظ شکل و ساختار قطعه در حین پخت بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 استادکار با دقت بسیار زیاد شروع به شکل دادن به لایه‌های بیرونی کرد تا مغز سفال داخلی به درستی با بدنه اصلی درگیر شود.

💡 اگر مغز سفال در حین فرآیند خشک شدن دچار ترک خوردگی شود، کل اثر هنری ساخته شده ممکن است در مرحله پخت از بین برود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران