معین امیرالمؤم

لغت نامه دهخدا

معین امیرالمؤمنین. [ م ُ ن ِ اَ رُل ْ م ُءْ م ِ ] ( اِخ ) لقب محمدبن یمین الملک نوشتکین خوارزمشاه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با معین امیرالمؤم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ناصر ملت و مُعینِ امام آنکه یزدانش ناصرست و معین

💡 مقرر کرده این عشق دل‌افروز برای هر یکی کاری معین

💡 تا زیزدان بود معونت خلق باد یزدان تو را همیشه معین

💡 آرامگاه دکتر محمد معین نیز در شهر آستانه قرار دارد.

💡 عشق را جائی معین هست نیست جای آن بی جای ما هر جا طلب

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران