حسام امیرالمؤم

لغت نامه دهخدا

حسام امیرالمؤمنین. [ ح ُ م ُ اَ رِل ْ م ُ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لقبی است که به سران سپاه خلفا داده میشد و نیز لقب ابوکالیجار گرشاسب دوم بود. رجوع به ابوکالیجار... شود.

جمله سازی با حسام امیرالمؤم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بخشی از شعر این دختر که نام او فقط به‌عنوان دختر حسام‌الدّین سالار در تاریخ ثبت شده‌است:

💡 ز سر برون برش از نیم قطره آب حسام که عمر خصم تو پیمانه‌ایست مالامال

💡 حسام تست بصورت چو آفتاب ولیک ز بیم ضربت او روز دشمنان چو شبست

💡 با بقای جاودان بادی،که ملت را همی از حسام بقای جاودان باید گرفت

💡 (قال على عليه السلام: والعقل حسام قاطع، وقاتل هواك بعقلك.(320) )

💡 زهی نبیره برهان و سیف و شمس و حسام حسام حجت برهان سوآل سیف جواب

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز