معتضد موحدی
لغت نامه دهخدا
معتضد موحدی. [ م ُ ت َ ض ِ دِم ُ وَح ْ ح ِ ] ( اِخ ) علی المعتضدبن ادریس المأمون بن یعقوب المنصور ملقب به المعتضدباﷲ و مکنی به ابوالحسن ( متوفی به سال 646 هَ. ق. ) از خلفای موحدین مراکش است که پس از وفات برادرش رشید به سال 640 هَ.ق. به خلافت رسید. ( از اعلام زرکلی ج 3 ص 1056 و ج 2 ص 658 ).
فرهنگ فارسی
علی المعتضد بن ادریس المامون ابن یعقوب المنصور ملقب به المعتضد بالله و مکنی به ابوالحسن از خلفای موحدین مراکش است که پس از برادرش رشید به سال ۶۴٠ ه.ق. به خلافت رسید.
جمله سازی با معتضد موحدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کتاب خاطرات او به کوشش خسرو معتضد (تاریخنگار ایرانی) توسط انتشارات قطره منتشر شده است.
💡 در تاریخ دوم خرداد ۱۳۷۹، نیروهای انصار حزبالله کرمانشاه به سخنرانی هاشم آغاجری در مراسم سومین سالگرد هفتمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری در مسجد معتضدی کرمانشاه حمله کردند.
💡 از دورهٔ معتضد تا چند دهه بعد، دیوان عباسی تحت ادارهٔ خاندان شیعی آل فرات و خاندان تازهمسلمانِ آل جراح بود.
💡 او همچنین خلیفه معتضد را متهم نمود که برای رسیدن به قدرت، مرگ عم خویش معتمد را تسریع کردهاست.
💡 از دوره معتضد تا چند دهه بعد، دیوان عباسی تحت اداره خاندان شیعی آل فرات و خاندان تازه مسلمان آل جراح بود.
💡 خانبابا معتضدی (زاده ۱۲۷۱ در تبریز – درگذشته ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۵ در تهران) نخستین فیلمبردار حرفهای سینمای ایران است و بههمین جهت از بنیانگذاران سینمای ایران شناخته میشود.