مصلحت اندیشیدن

مترادف‌ها

تدبیر کردن، آینده‌نگری کردن

متضادها

بی‌تدبیری کردن، زیان‌رساندن

لغت نامه دهخدا

مصلحت اندیشیدن. [ م َ ل َ ح َ اَ دی دَ ] ( مص مرکب ) درباره صلاح کار اندیشه کردن. فکر مصلحت و مقتضای زمان و مکان کردن:
ای که گفتی به هوا دل منه و مهر مبند
من چنینم تو برو مصلحت خویش اندیش.سعدی.بیدارباش و مصلحت اندیش و خیر کن
درویش دست گیر و خردمند پروران.سعدی.

فرهنگ فارسی

درباره صلاح کار اندیشه کردن فکر مصلحت و مقتضای زمان و مکان کردن.

جمله سازی با مصلحت اندیشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هاوکینگ بار دیگر اعتماد به نفس خود را به دست آورد، و دست به کار اندیشیدن دربارهٔ موضوع مناسبی برای پایان‌نامهٔ دکتری خود شد.

💡 امروز، دانشمندان در هر جا، نظریه دالتون دربارهٔ ساختار اتم را مورد قبول می‌دانند. یک پسر ساده روستایی روش جدیدی برای اندیشیدن و نگاه کردن به عالم هستی و چگونگی کارکرد آن را به مردم و اهل دانش نشان داد.

💡 حاکمان و سیاست‌گذاران باید پیش از اتخاذ هرگونه تصمیم سرنوشت‌ساز، با دقت و فراست به مصلحت اندیشیدن درباره پیامدهای بلندمدت آن بر زندگی شهروندان بپردازند.

💡 در روابط بین‌الملل، مصلحت اندیشیدن درباره تعادل قدرت می‌تواند مانع از بروز درگیری‌های نظامی و باعث حفظ ثبات و آرامش در جهان گردد.

💡 یکی از ویژگی‌های یک رهبر موفق، توانایی مصلحت اندیشیدن در میان گزینه‌های دشوار و انتخاب مسیری است که کمترین آسیب را به جامعه وارد کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران