لغت نامه دهخدا
( مشگین آباد ) مشگین آباد. [ م ِ ] ( اِخ ) مشکین آباد. دهی از دهستان حومه بخش کرج است که 206 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
( مشگین آباد ) مشگین آباد. [ م ِ ] ( اِخ ) مشکین آباد. دهی از دهستان حومه بخش کرج است که 206 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
( مشگین آباد ) دهی از دهستان حومه بخش کرج است. که ۲٠۶ تن سکنه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براید آیت رحمت بفالم زان خط مشگین چو بهر دیدن رویت گشایم دفتر دیده
💡 حسنآباد روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان مشگینشهر، بخش مرکزی، دهستان مشگین شرقی قرار دارد.
💡 چون هوا مشگین سپر دارد شمر سیمین زره گلبن از پیروزه تیر و بسدین پیکان کند
💡 زمین از ارغوان و گل بیاقوتی نقاب اندر هوا از ابر تیره گشته در مشگین ثیاب اندر
💡 احمدآباد روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان مشگینشهر، بخش مرکزی، دهستان مشگین غربی قرار دارد.
💡 شهریئری یک محوطه باستانی در شهرستان مشگینشهر و از توابع روستای ارجق است.